تبلیغات
نیلونا - من مَتِریالیستم

من مَتِریالیستم

یکشنبه 23 خرداد 1389 00:08

نویسنده : نیلوفر خسروی

چرا این تاکسی های لعنتی زود به مقصد میرسند؟

نمی گذارند فکر کنم که

هرچه بیشتر خودفروشی می کنی

کمتر عاشق پیدا می شود،

مجنون ها عاشق لیلاهایی دیگرند.

 

گفت قدم بزنیم

گفتم بخوابیم

               شاید ماه ماندگار شد

گفت با تو قدم زدن بیشتر می چَسبد

دوباره دست هایم

در هم قفل می شوند که

دیگر خود را نمی فروشم...

لعنت به همه شان:

مجنون

یا هر اسم دیگری

با هم فرق دارند

                     ( خیلی)

اما هیچ کدام آنچه می گویند، نیستند

هیچ کدام بهتر نیستند

 

تاکسی رسید

               لعنت

آخرش معلوم شد

من متریالیستم

چون من آدم ها را هستم

اما آدم ها مرا نیستند

اما ادامه می دهم

یک روز ماه مرا خواهد دید

                                     می دانم

آخر همین آدم ها

همین آدم های لعنتی

همین لعنتی های دوست داشتنی

این ها مرا شاعر می کنند

 

حق با توست

من متریالستم

یک روز می فهمی که

من دیریست، تنها هَرز رفته ام....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -